ترکشي به سينه اش نشسته بود . برده بودنش برای اخرين عمل جراحي.
قبل از عمل بلند شد که برود بهش گفتن : بمان! بعد از عملمرخصت مي کنن ،اينجوري
خطرناکه.
گفت: وقتي اسلام در خطر باشه من اين سينه رو نمي خوام...
خاطره ای از شهید اجمد کشوری
منبع:قصه انتظار
نثار شادی روح شهداء و امام شهداء صلوات...
برچسب: نویسنده: هستی صالحی تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 16:24